نخستین کتاب در حوزۀ مطالعات معلولیت منتشر شد

JELD

خوشحالم که بعد از مدتی طولانی، بالاخره کتاب  «درآمدی بر مطالعات معلولیت با رویکرد جامعه‌شناسی» منتشر شد. این نخستین کتاب به زبان فارسی است که رشته علمی “مطالعات معلولیت” را به جامعه ایرانی پژوهشگران و علاقه مندان این حوزه معرفی می کند.

خبر زیر را انتشارات سیمای شرق منتشر کرده است:

کتاب «درآمدی بر مطالعات معلولیت با رویکرد جامعه‌شناسی» نوشته و ترجمه نگین حسینی توسط انتشارات سیمای شرق منتشر و روانه بازار نشر شد.

این کتاب نخستین مرجع مطالعات معلولیت به زبان فارسی به حساب می‌آید که چهار مقالۀ اصلی با رویکرد جامعه‌شناسی را در اختیار پژوهشگران این حوزه قرار داده است.

«مطالعات معلولیت» به عنوان یک رشتۀ علمی و دانشگاهی، سال‌های زیادی است که در دانشگاه‌های آمریکا، کانادا، استرالیا و انگلستان، در سطح فوق لیسانس و دکترا ارائه می‌شود و رویکرد چند رشته‌ای یا بین رشته‌ای دارد.

در این کتاب، «مطالعات جهانی معلولیت» و «مطالعات جامعه‌‌شناختی معلولیت» نوشتۀ دنیل گودلی؛ «جامعه‌‌شناسی معلولیت» نوشتۀ نانسی جی کاتنر و «نظریه‌‌پردازی معلولیت» نوشتۀ گرت ویلیامز در کنار دو پیشگفتار از پروفسور دنیل گودلی و دکتر محمد کمالی ارائه شده است.

همچنین مخاطب در بخش پایانی این کتاب نیز با رشته دانشگاهی مطالعات معلولیت آشنا می‌شود.

نگین حسینی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات و مطالعات معلولیت، نزدیک به دو دهه از زندگی حرفه‌ای و علمی خود را به حوزۀ معلولیت اختصاص داده است. او که مقالات متعددی در حوزۀ مطالعات معلولیت به زبان‌های فارسی و انگلیسی نوشته یا ترجمه کرده، هم‌اکنون عضو بورد تخصصی ژورنال بین‌المللی مطالعات معلولیت در دانشگاه هاوایی آمریکاست.

کتاب درآمدی بر مطالعات معلولیت با رویکرد جامعه‌شناسی در ۱۵۸ صفحه و با قیمت ۱۷۵٫۰۰۰ ریال در اختیار عموم قرار گرفته است.

علاقمندان به این کتاب می‌توانند با مراجعه به سایت prshop.ir یا تماس تلفنی با شماره ۸۸۹۱۳۳۶۴ نسبت به تهیه آن اقدام نمایند.

انتشار کتاب در حوزه معلولیت

book

کتاب ” ۱۰۰ توصیه برای معلولین جسمی-حرکتی ” نوشته فرشاد مؤتمنی، از ۵ بهمن ۱۳۹۳ وارد بازار کتاب می شود.این کتاب دارای نکات کاربردی برای بهتر زیستن کسانی است که دارای معلولیت جسمی- حرکتی هستند. علاقمندان می‌توانند کتاب را از انتشارات گل آفتاب به نشانی: مشهد، بازار کتاب ناشران خراسان، شماره ۵۲ (تلفن ۳۸۴۰۵۴۸۸) دریافت کنند.

همچنین کتاب “روان شناسی رشد در گستره زندگی” نوشتۀ جان سانتراک، با ترجمه: دکتر پرویز شریفی درآمدی و محمدرضا شاهی منتشر شد.

 این اثر از سوی نشر دانژه در قطع رحلی با تیراژ ۱۱۰۰ نسخه رنگی و قیمت ۴۵۰۰۰ تومان وارد بازار کتاب شد.

از آقای شاهی، کتاب دیگری با عنوان “آموزش زبان انگلیسی با ارتباط تصویری” برای افراد با شرایط خاص، تهیه و منتشر شده است.

 

بچه ها، بیایید به ویلچرم دست بزنید!

 

17

روزی از روزهای چهارده سالگی، روزی از روزهای خوب اردو و بازی با بچه ها، روزی از روزهای خوب سرخوشی‌های کودکانه، یکی از همان روزها که می توانست یکی از رنگین ترین‌ها باشد، برای مانی تبدیل شد به روزی سرنوشت ساز. او حین بازی روی تپه های منظریه، از بلندای تپه‌ای سقوط کرد و دچار ضایعه نخاعی شد.

مانی رضوی زاده تمام روزهای هجده سال آینده را، تا امروز که ۳۲ ساله است، روی ویلچر نشسته است. این پسر جوان، خوش تیپ و خوش برخورد، پر از ایده‌های نو و خلاقانه است؛ و البته اگر سرحال باشد، پر از انرژی هم است.

مانی از اولین روز شکل گیری انجمن باور در اوایل دهه ۱۳۸۰ تا امروز همراه این انجمن بوده. او مدتی است برنامه حضور در مدارس و مهدکودک‌ها را اجرا می‌کند؛ یعنی با ویلچر به میان کودکان در سنین مختلف می‌رود، با آنها در مورد پاها و دست‌هایش که توانایی گذشته را ندارند، و در مورد معلولیتش حرف می‌زند؛ با آنها بازی می‌کند، و به سوال‌های گاه خنده‌دار و گاه ناراحت کننده آنها، با خوشرویی جواب می‌دهد.

خانم سحر سلطانی که مانی را در یکی از این برنامه‌ها همراهی کرده، در گزارشی می‌نویسد:

“مانی رضوی زاده همراه با عروسک ها و ابزارهای کمک آموزشی به موسسه ما آمد تا مفهوم همیاری و فهم همیارانه تفاوت های انسانی را برای بچه های ۴ تا ۶ سال درس دهد. همراه خود یک ویلچر کمکی و عروسک هایی که عینک و سمعک و عصا و واکر و ویلچر و… داشتند آورد. از هفته پیش به بچه های کارگاه فلسفه گفته بودم که این هفته مهمان داریم. مانی با تاخیر آمد، نیکا مدام می پرسید پس چرا نمیاد، چرا دیر کرده؟ وقتی مانی با صندلی چرخ دار وارد کلاس فلسفه شد، قبل از اینکه بپرسد چرا دیر کردی گفت: چرا کفشاتو در نیاوردی؟

نیکا: چرا پات تکون نمیخوره؟

مانی: یک اتفاقی افتاد و پاهام ضربه خورد و دیگه تکون نمیخوره.

نیکا: منم پاهام زخم شده. (پاچه شلوارشو میکشه بالا و جای زخم روی زانوشو نشون مانی میده)

مانی: برو جای کسری. (نیکا میره جای کسری) اما من نمی تونم برم، حالا چکار کنیم؟ اگر دستامون تکون نمیخورد چکار میکردیم؟ چجوری با هم ماشین بازی میکردیم؟

بچه ها سعی میکنند ماشین های کوچک را بدون کمک دست ها برای مانی ببرند. با پا امتحان کردند و نشد و نیکا با دندان آینه ماشین اسباب بازی را می گیرد و می برد روی پای مانی. دقایق اول به صندلی او نزدیک نمی شوند اما کم کم با صحبت ها و بازی هایی که مانی ترتیب می دهد او را به عنوان دوست می پذیرند.”

علاوه بر رفاقت و صمیمیتی که در همه برنامه‌ها شکل گرفته است، آگاه کردن کودکان از موضوع معلولیت، مُزد شیرینی است که مانی با هر بار حضورش در یکی از این برنامه‌ها، به تمامی آن را می‌چشد.

بعضی انسان‌ها هستند که می‌توانند در هر شرایطی، تغییری هرچند اندک در اطراف و اطرافیان خود ایجاد کنند؛ و مانی بدون تردید یکی از این انسان‌های نادر است.

*عکس ها: خانم سارا رحیم زاده

22 20 19 18 12 11 10 4 3 2 1

به یاد دوست آسمانی ام؛ معصومه صفی

Masi-Safi

مصی جان، پاییزی دیگه اومد و رفت و زخمِ ماندگارت رو دوباره در دلم تازه کرد.

این روزها باز به یادتم، بیشتر از هر وقتی.

سال های سال، تو همین روزها بود که با هم می‌خندیدیم؛ با هم کار می‌کردیم، با هم به رستوران روزنامه می‌رفتیم…

تو همین روزهای پاییزی بود اما که تو درد می کشیدی… همین روزهای پاییزی بود که تو رو از ما گرفت تا همیشه در حسرت صورت قشنگت و لبخندهای مهربونت باقی بمونیم…

دلم برات تنگه مصی قشنگم. هیچ وقت از یادم نرفتی و این همش از خوبی و مهربونیِ کم نظیرت بود

تو آسمونی بودی و خیلی زود به جایی برگشتی که روح بلندت بهش تعلق داشت.

رها شدی از دردهای این دنیا.

به خداوند و آرامش ابدی اش می سپارمت، مصی زیبا و متینم.

 

از احساساتِ جمعی تا منفعتِ اجتماعی

نگین حسینی – روزنامه نگار:

واکنش‌های جمعی به فوت مرتضی پاشایی هنوز ادامه دارد که البته بیشتر احساسی است. هرچند این هم موجی دیگر است روی بقیه، اما از نظر من ارزش اجتماعی و انسانی دارد که مردم بی تفاوت نیستند و به هر دلیلی، می‌خواهند در این مصیبت همراهی و همدلی کنند؛ حتی اگر همه چیز زود زود از یادمان برود.

باید قاعدۀ زندگی را پذیرفت. این نقص ما نیست که زندگی در جریان است. فردا می‌آید و با خود خبرهایی دیگر، اندوه هایی دیگر، شادمانی هایی دیگر می‌آورد و ما را مشغول می‌کند. این نقص ما نیست که ظاهرا زود از یاد می‌بریم و برمی‌گردیم به جریان عادی زندگی. این ویژگی نظامِ هستی است که باید آدمی را رو به جلو نگه دارد. اما در این مسیرِ هیجانی و گاه پر از احساس جمعی، می‌توان خردمندی کرد. می‌توان عزای عمومی را به حرکتی جمعی در جهت منفعت‌های عمومی تبدیل کرد.

در واکنش‌های مختلف به مرگ این هنرمند، از چند نفر خواندم که به مردم سفارش کرده بودند به جای این عزاداری‌های احساسی، بروید سری به مراکز درمانی سرطانی بزنید و کاری بکنید. این پیشنهاد خیلی خوبی است اما مشکل اینجاست که در کشور ما، مرجع مشخصی برای شکل دادن و مدیریت حرکت‌های اجتماعی وجود ندارد. تلویزیون ایران می‌تواند بخشی از این حرکت‌های جمعی را ساماندهی کند اما متاسفانه، در چهارچوب فعالیت سازمانی صدا و سیما چنین فعالیت‌هایی پیش بینی نشده است، مگر آنکه بحث ماه رمضان و خیریه‌ها و گلریزان‌ها باشد.

به عنوان مثال، حالا که مرتضی پاشایی به دلیل سرطان از میان رفته و جمع بزرگی را در سوگ خود نشانده است، رسانه‌ای بزرگ مثل تلویزیون می‌تواند پیشقدم شود و با یک موسسه علمی و پژوهشی سرطان مشارکت و همکاری کند و در این شرایط که مردم سوگوار خواننده‌ای جوان هستند، از آنها بخواهد که به یاد مرتضی پاشایی، مبلغی هرچند اندک به موسسۀ پژوهشی سرطان تقدیم کنند.

بروزِ احساسات جمعی در فقدانِ هر هنرمند یا چهره شاخصی ارزشمند است و چه بهتر اگر می‌شد از انباشتگی حس‌ها در این روزها، به نفع پیشبرد علم یا تحقیق در زمینه‌ای به خصوص استفاده کرد؛ تا هم مرگ عزیزی معنای زیباتری بیابد و هم سوگواری خودجوش مردمی، ارزشی پایدار و عملی پیدا کند.