پارالمپیک ۲۰۱۶ – حرف آخر

این پارالمپیک هم تمام شد و تیم ایران با ۲۴ مدال (۸ طلا، ۹ نقره و ۷ برنز) در رتبه‌ی پانزدهم جدول توزیع مدال‌های پارالمپیک ریو ۲۰۱۶ قرار گرفت. از روز اول تا آخرین روز بازی‌ها، به فراخور احوال شخصی و با اتکا به مصاحبه‌هایم با پارالمپین‌های ایرانی، گزارش‌های روزانه‌ای نوشتم و در فیسبوک، سایت شخصی‌ام، گوگل پلاس و تلگرام منتشر کردم. چند همکار رسانه‌ای و دوستان فعال در حوزه‌ی معلولین بطور مرتب مطالبم را بازنشر می‌دادند که از همگی‌شان متشکرم. اما بسیاری از همکاران دیگر گاه گداری به پارالمپیک پرداختند که البته در همان محدوده هم جای امیدواری هست که پارالمپیک خیلی بیشتر از گذشته مورد توجه رسانه‌های شخصی و عمومی قرار گرفته است.
اما اتفاق تلخی که آخرین روزها برای تیم ایران افتاد، نکته‌ی واضحی را بار دیگر نشان داد: توجه ما به مرگ بیشتر از زندگی است. من نُه روز برای پارالمپیک نوشتم؛ در مورد زندگی و مبارزه؛ تلاش پارالمپین‌ها برای گذر از محدودیت‌هایی که نه تنها جسم، بلکه شرایط اجتماعی سر راهشان قرار داده. آن مطالب پر از شور و امید و زندگی بود. آن مطالب اما به اندازه مطلب روز دهم بازنشر نشد که در مورد مرگ و زندگی بهمن گلبارنژاد نوشتم. گزارش روز دهم در فیسبوک ۳۶ مرتبه بازنشر شد و بیشتر از سایر گزارش‌ها خواننده به خود جلب کرد.
مرگ بهمن تلخ بود و تکان دهنده. بله، نمی‌شد به راحتی از کنارش گذشت. تشکر می‌کنم از همه کسانی که به این رویداد تلخ توجه نشان دادند. اما بهمن باید می‌مرد تا سوژه شود. تا مورد توجه قرار بگیرد. غیراز این اگر بود، خیلی‌ها از کنار اسمش هم عبور نمی‌کردند. خودِ رویداد پارالمپیک از سوی رسانه‌های بزرگ، به خصوص رسانه‌های خارج از کشور، هرگز به اندازه‌ی مرگ بهمن گلبارنژاد توجه دریافت نکرد. بعد از فوت بهمن بود که تازه اسم پارالمپیک را در بسیاری از صفحه‌های شخصی همکاران دیدم. تا قبل از آن، پارالمپیک فقط یک رویداد عادی بود که ظاهرا هیچ چالش سیاسی هم برای مطرح کردن نداشت. بهمن که مُرد، تازه همه یاد پارالمپیک افتادند و درشت درشت نوشتند که دوچرخه سوار ایرانی در حین مسابقه ….
این مرام ما شده. مرگ ما را بیشتر به خود جلب می‌کند تا زندگی. اینکه پارالمپینی با اینهمه تلاش و سختی می‌تواند به پارالمپیک برسد و حتی مدال هم بگیرد عادی است؛ فقط باید بمیرد تا از رویدادی عادی به خبرِ شایسته ی توجه برای خیلی ها تبدیل شود.
از همه‌ی کسانی که این مدت همراهی کردند، صمیمانه ممنونم. برای همه‌ی دوستان دارای معلولیتم، ورزشکاران پارالمپیک در ایران و سراسر جهان، همه‌ی کسانی که زحمت کشیدند، روزهایی پربارتر آرزو دارم. از تک تک شما که مطالبم را خواندید نیز صمیمانه تشکر می‌کنم.

نگین حسینی؛ روزنامه نگار، فعال حقوق معلولیت

پارالمپیک ۲۰۱۶ – روز یازدهم

مدال طلای والیبال نشسته را بردیم؛ رقیب دیرینه، بوسنی هرزگوین را با برتری تمام شکست دادیم و با این مدال خوشرنگ، جایگاهمان از رده‌ی ۲۰ جدول توزیع مدال‌ها به ۱۵ صعود کرد. پیروزی همیشه شیرین است، مبارکِ همه باشد به خصوص برای بازیکنان تیم ملی والیبال نشسته که سال‌هاست برای این لحظه زحمت کشیده‌اند. برای من به شخصه، این پیروزیِ آخر شیرین و تلخ بود. هنوز اتفاقی را که برای دوچرخه سوارمان افتاد، هضم نکرده‌ام. فکرم و روحم سر آن پیچ لعنتی، روی آن شیب تند، جا مانده است. هنوز بهمن را می‌بینم روی دوچرخه‌ای که به زونِ مرگ می‌رسد و راهش از همه‌ی رقیبانش جدا می‌شود برای همیشه. از دیروز بارها پیش خودم تصور کرده‌ام چطور ممکن است این اتفاق افتاده باشد؛ سرعت زیاد؟ کسی پیچید جلویش؟ چطور زمین خورد؟ مگر می‌شود به این سادگی؟ مرز بین زندگی و مرگ چقدر باریک است؛ این را می‌دانم اما هر بار که اتفاقی مرگبار می‌افتد، می‌فهمم که واقعیت را می‌دانم اما شاید هنوز ناباورم.
ببخشید که کامتان را تلخ کردم در این لحظات شیرین. ببخشید که نتوانستم از شادی و غرور تیم ملی والیبال نشسته‌مان بنویسم بی‌آنکه قلم سوگوارم نشتر بزند به شیرینی این لحظه. ببخشید که مجموعه‌ی نوشته‌های هر روزه‌ام از پارالمپیک اینقدر تلخ تمام شد؛ هرچند مطمئن نیستم که این آخرین نوشته‌ام باشد. مطالب دیگری دارم که باید در جمع بندی نهایی بنویسم؛ ضمنا مراسم پایانی مانده، با پرچم‌ نیمه‌برافراشته، با یک دقیقه سکوت… چرا اینقدر تلخ شد چنین پارالمپیکی که می‌توانست به شادی و شادمانی تمام شود… و ده‌ها سوال دیگر که شاید هیچ وقت جوابی برایشان پیدا نکنم. روحت شاد قهرمان. بوسه به دست‌های پرتوان‌تان، قهرمانان.

نگین حسینی، روزنامه‌نگار، فعال حقوق معلولیت

پارالمپیک ۲۰۱۶ – روز دوم

ساره ج

آسان نیست برایم که این روزها از دور تماشاچی باشم و یکی از دریافت کنندگان خبرهای پارالمپیک از کانال‌های تلگرامی و فیسبوک و سایت‌های خبری؛ اما در عین حال، هیچ وقت به این اندازه به پارالمپیک نزدیک نبوده‌ام. گویی هر صبح با طلوع خورشیدی دیگر روی دهکده‌ی پارالمپیک، روح و جانم در پایتخت عشق جهان پرسه می‌زند؛ پارالمپین‌ها را می‌بینم که با چه جنب و جوشی برای روزی نو و مبارزه‌ای شیرین آماده می‌شوند. از کنار تک تک شان رد می‌شوم، خودم نیستم؛ روحی نامریی‌ام. به زندگی‌هایشان فکر می‌کنم. فصل پارالمپیک پر از قصه است، زندگی‌های گفته و نگفته، رنج‌های بر زبان آمده و نیامده، بغض‌هایی که آدم‌هایی با برچسب “معلولیت” فرو خورده‌اند؛ اما به جای خزیدن در پستوی تنهایی و فراموشی، برخاسته‌اند و به دل طوفان زده‌اند تا داستان‌شان گم نشود. و من بارها و بارها شنونده‌‌ی این داستان‌ها بوده‌ام؛ با هر جمله برای هر سرنوشت گریسته‌ام؛ دل داده‌ام به رنج‌هایشان؛ ایمان آورده‌ام به توانایی آدمی برای پیدا کردن راهی از دلِ هر سختی. 
یکی از روزهای آفتابی لندن بود، پارالمپیک ۲۰۱۲- ساره جوانمردی با مدال برنز تیراندازی به دهکده برگشته بود؛ ته شادی‌اش اما حسرتی بود؛ و تیری که به قلب آرزویش شلیک کرده بود “تا مدال طلا فاصله‌ی کمی داشتم!”. ساره قصه‌ی زندگی‌اش را با من گفت. “دختر که باشی و معلولیتی هرچند اندک هم که داشته باشی…” حرف‌هایش را با همین جمله شروع کرد؛ و من نیز بعدها قصه‌ی زندگی‌اش را با همین جمله برایش نوشتم. زن بودن به کنار، برچسب معلولیت تمام محدودیت‌های زن بودن را دوچندان می‌کند. زخم زبان این و آن، حرف‌های پشت سر، دلسوزی‌های مهربانانه که فقط محدودیت بیشتر می‌زایند… ساره از دل همه‌ی اینها عبور کرده بود تا به پارالمپیک برسد؛ و راضی نبود به برنزی که آرزوی خیلی از ورزشکاران جهان بود. 
بارها نوشته‌‌ام -حتی همین چند جمله بالاتر- که پارالمپیک به من “باور توانایی آدمی” را یاد داد؛ اما گاه اتفاق‌هایی می‌افتد که شرمسارم می‌کند چون می‌بینم باورم هنوز ناتمام است. ساره راضی نبود به برنز، و وقتی گفت پارالمپیک ۲۰۱۶ مدال طلا می‌گیرد، با خود فکر کردم چرا به برنز قناعت نمی‌کند؟ رقابت‌های فشرده‌ی بازیکنان در پارالمپیک مگر برای کسی ضمانتی می‌گذارد برای مدال، آنهم مدال طلا؟! ناباور بودم و راضی به مدال برنز ساره. ساره آن روز وقتی روی سکوی سومی پارالمپیک لندن ایستاده بود، نمی‌دانستم که خواب مدال طلای ریو را می‌دید. من چهار سال عقب بودم، و شاید یک دنیا نامطمئن. 
اولین مدال طلای کاروان ایران در پارالمپیک ریو را یک خانم گرفت؛ همانی که داستان زندگی‌اش اینطور آغاز شد: “دختر که باشی، و معلولیتی هرچند اندک هم که داشته باشی…”

*نگین حسینی، روزنامه نگار، فعال حقوق معلولیت

*خلاصه نتایج روز دوم بازی‌ها
مریم سلطانی در رقابت های پرتاب نیزه هفتم شد.
سمیرا ارم و مهدی زمانی از راهیابی به فینال مسابقات تیراندازی بازماندند.
تیم ملی بسکتبال با ویلچر ایران با نتیجه ۸۰-۶۱ از تیم انگلیس شکست خورد.
در فوتبال پنج نفره (نابینایان و کم‌بینایان) تیم ایران و ترکیه به نتیجه ۰-۰ دست یافتند.
امید نوری‌جعفری (جودوکار کم‌بینا) از رسیدن به مدال برنز بازی‌ها بازماند.
و:
ساره جوانمردی اولین مدال طلای کاروان ایران را به ارمغان آورد.

** خبرهای پارالمپیک ۲۰۱۶ را از چند کانال دنبال کنید:
سایت فدراسیون ورزش‌های معلولین و جانبازان http://irisfd.ir
کانال تلگرام فدراسیون: http://telegram.me/irisfd
خبرهای لحظه به لحظه از ریو با “پارالایو”: http://telegram.me/paralive
این هم تلگرام خودم:
http://telegram.me/neginpaper

#پارالمپیک۲۰۱۶ #ریو۲۰۱۶

پارالمپیک ۲۰۱۶ – روز اول

گل زیبایت رسید محمد جان!

محمد خراط، بازیکن تیم فوتبال هفت نفره روبروی دوربین “پارالایو” ایستاد و گلی را که امروز به تیم آرژانتین زد، به مردم ایران تقدیم کرد. مردم ایران منم، تویی، ماییم. کجای این بازی ایستاده‌ایم من و تو و ما؟ این گل امروز تمامِ زندگی محمد بود، و او سخاوتمندانه آن را تقدیم من و تو و ما کرد که همیشه سرشلوغیم… چقدر حواسمان بود به هدیه‌ای که امروز گرفتیم؟ نمی‌دانم. مردم ایران منم. یکی از آنها. گل زیبایت رسید محمد جان. از پایتخت عشق جهان به سمت شمال رسید؛ به جایی که حالا نشسته‌ام، از جنوبِ دریاچه‌ی میشیگان برایت می‌نویسم. حتما گلت قشنگ و تماشایی بود، و زیباتر از آن، که تقدیم منِ مردم ایران کردی. تا اینجا هم گل زده‌ای به سر همه‌ی ما. نگران مدال و نتیجه نباش. ما را همین گل تو و بقیه دوستانت بس، تا روزی که زنده‌ایم…

نتایج روز اول پارالمپیک:

اولین مدال کاروان ایران: سامان پاکباز – مدال نقره پرتاب وزنه

اولین پیروزی فوتبال هفت نفره: ایران ۳ – آرژانتین ۱

مقام پنجمی یونس سیفی‌پور در پرتاب وزنه

مقام هشتمی شاهین ایزدیار در مسابقات شنای قورباغه

پیروزی تیم بستکبال با ویلچر ایران مقابل آلمان ۶۹ بر ۶۳

حضور پر افتخار در بازی های پاراآسیایی

 volley 3

حضور پر افتخار در بازی های پاراآسیایی

نگین حسینی، روزنامه نگار 

ورزشکاران دارای معلولیت ایران از بازی‌های پاراآسیایی اینچئون ۲۰۱۴ با دست پر از ۱۲۰ مدال برگشتند: ۳۷ مدال طلا، ۵۲ نقره و ۳۱ برنز؛ و در حالی که فقط یک مدال طلا با تیم سوم جدول فاصله داشتند، در مجموع رتبۀ چهارم بازی‌ها را به دست آوردند. اما این مقام چهارمی، در مقایسه با تعداد ورزشکاران تیم‌های اول تا سوم کمتر از مقام اولی نیست؛ فقط کافی است نگاهی بیندازیم به آمار زیر:

مقام اول چین: ۳۱۷ مدال شامل ۱۷۴ طلا، ۹۵ نقره و ۴۸ برنز

مقام دوم کره جنوبی: ۲۱۱ مدال شامل ۴۲ طلا، ۶۲ نقره و ۷۷ برنز

مقام سوم ژاپن:۱۴۳ مدال شامل ۳۸ طلا، ۴۹ نقره و ۵۶ برنز

مقام چهارم ایران: ۱۲۰ مدال شامل ۳۷ مدال طلا، ۵۲ نقره و ۳۱ برنز

بزرگی کاروان تیم‌های چین و کره جنوبی طبیعتا احتمال مدال آوری را در بین ورزشکاران شان افزایش داده و همین اختلاف کمّی در تعداد ورزشکاران، می‌تواند یکی از دلایل مهم بالاتر قرار گرفتن آنها باشد.

در این دوره از بازیها، ترکیب تیم‌های ایران در ورزش‌های مختلف، متنوع تر از سال‌های گذشته به نظر رسید. ورزشکاران پارالمپیکی با تجربۀ حضور بیشتر در بازی‌های پارالمپیک و جهانی، در کنار ورزشکاران تازه کار، ترکیبی متناسب ایجاد کرده بودند و جالب اینکه ورزشکاران جوان‌تر و کم تجربه‌تر ایران نیز توانستند مدال آوری کنند؛ در حالی که شاید توقعی از آنها نمی‌رفت.

در شرایطی که ورزشکاران ایران نسبت به بازی‌های گذشته پاراآسیایی گوانگجو ۴۰ مدال بیشتر کسب کردند، حضور تیم‌های ملی والیبال نشسته و بسکتبال خانم‌ها، بیشتر از هر اتفاق دیگری، فصلی جدید از توجه به ورزش‌های تیمی بانوان را نوید می‌دهد. مدال نقرۀ تیم ملی والیبال نشسته بانوان ایران و راهیابی آنها به پارالمپیک ۲۰۱۶ ریو از یک سو، و مدال برنز تیم بسکتبال با ویلچر بانوان ایران در این بازی‌های آسیایی از سوی دیگر، نه تنها توانایی خانم‌های ایرانی را در رقابت‌های تیمی با همتایان خارجی‌شان اثبات کرد، بلکه نشان داد که اندکی توجه و سرمایه‌گذاری روی ورزش‌های گروهی بانوان دارای معلولیت نیز می‌تواند نتایج مثبتی داشته باشد.

 

حتی اگر حضور بانوان به مدال آوری منجر نشود، بخشی دیگر از وظیفۀ کمیته ملی پارالمپیک ایران را نشانه می‌رود که همان فرهنگ سازی در حوزۀ ورزش بانوان دارای معلولیت، معرفی ورزش‌های فردی و گروهی، ترغیب بانوان معلول به حضور در عرصه‌های ورزشی و فراهم کردن امکان حضور آنها در رقابت‌های برون مرزی است.

خلاصه کردن حوزۀ فعالیت یا وظایف کمیته ملی پارالمپیک ایران به مدال آوری، می‌تواند منجر به اجحافی دامنه دار نسبت به حقوق ورزشکارانی شود که احتمال مدال آوری کمتری دارند اما مشتاق و مُحق برای حضور در بازی‌های برون مرزی هستند؛ و نیز تضییع حقوق ورزش‌های تیمی بانوان که شاید سالهاست به دلیل محاسباتی همچون “احتمال اندک در مدال آوری” از گردونۀ اعزام‌های آسیایی و پارالمپیکی کنار گذاشته شده‌اند.

تماشای عکس‌های شاداب و پرانرژی دختران تیم ملی والیبال نشستۀ ایران در بازی‌های آسیایی اینچئون، یکی از بهترین لحظات را برای من رقم زد که دورادور و البته با قلبی نزدیک تر از همیشه، پیگیر نتایج بازی‌های پاراآسیایی بودم. آرزو دارم از این پس شاهد تصاویر بیشتری از حضور خانم‌های دارای معلولیت در ورزش‌های تیمی و انفرادی معلولین باشیم. 

این نکته را هم اضافه کنم که تاکید زیاد من بر حضور خانم‌ها و تشویق آنها، انکار زحمات و تلاش‌های آقایان ورزشکار ما نبوده و نیست، بلکه صرفا از این جهت موضوع حضور خانم‌ها را پررنگ تر می‌کنم که به فرهنگ سازی در این حوزه و برجسته کردن ضرورت حضور دختران جوان در رقابت‌های ورزشی برون مرزی، به خصوص در رشته‌های تیمی، کمک کوچکی کرده باشم.

زنجیرۀ موفقیت‌های آقایان و خانم‌های ورزشکار ایرانی در حوزه ورزش‌ افراد دارای معلولیت، همچنان پیوسته و مستدام!

volley 16

 عکس ها: منا هوبه فکر – ایسنا

خبرهای طلایی از بازیهای پاراسیایی اینچئون

zahra nemati

بانوی طلایی تیر و کمان باز هم طلا گرفت

زهرا نعمتی بانوی طلایی بازی های پاراآسیایی گفت: هنوز به سقف آرزوهایم نرسیدم. آرزوهای بزرگ را نمی گویند، اما از مردم می خواهم برای رسیدنم به اهدافم برایم دعا کنند.

او دلیل گریه اش بعد از پایان بازی را فشار زیاد بازی عنوان کرد و افزود: در این مسابقه بدشانسی آوردم و بدترین بدشانسی ام خراب شدن عینکم بود وگرنه نمی گذاشتم کار به تیر طلایی بکشد.

نعمتی قویترین حریفش را چین دانست و اظهار داشت : کمانداران چینی قدرتمند بودند اما با رکوردهایی که من به جا گذاشته بودم توقع داشتم همان اول کار را تمام کنم. او ادامه داد: مدالم را به مادر و همسرم هدیه می کنم.

volley nesh

ایران با اقتدار قهرمان والیبال نشسته مردان پاراسیایی شد

تیم والیبال نشسته ایران در دیدار نهایی این رشته تیم چین را شکست داد و با اقتدار از عنوان قهرمانی دوره قبل خود دفاع کرد و طلا گرفت.

این دیدار راس ساعت ۱۷ در سالن چند منظوره ورزشگاه سونگیم برگزار و تیم والیبال نشسته ایران در سه گیم متوالی و با نتایج (۲۵ بر۱۲ ،۲۵ بر ۲۰ و ۲۹ بر ۲۷ ) تیم چین را شکست داده و قهرمان شدند.

تیم ایران در گیم نخست و بدون هیچ مشکلی به راحتی تیم چین را شکست داد. در گیم دوم بازیکنان تیم والیبال نشسته چین چند امتیاز از تیم ایران پیش افتادند در این ست تماشایی بازیکنان دو تیم تا امتیاز ۱۸ شانه به شانه هم پیش می رفتند که در ادامه بازیکنان تیم ایران از تجربه خود استفاده کرده و نتیجه این ست را در پایان از آن خود کردند.

در گیم سوم بازهم چینی ها از ما پیش افتادند اما در ادامه بازیکنان تیم ایران به سرعت به آنها رسیدند در ادامه و در امتیاز ۱۰ بازهم چینی ها از ایران سه امتیاز جلو افتادند اما این نتیجه زیاد دوام نیاورد و تیم ایران تیم چین را گرفت .در ادامه باز دو تیم با یکدیگر برابر شدند و اما در پایان این والیبالیست های ایران بودند که نتیجه این گیم را با امتیاز نزدیک ۲۹ بر ۲۷ به سود خود تمام کردند و قهرمان شدند.

برای تیم ایران در این دیدار از ابتدا این بازیکنان به میدان رفتند:

مهدی حمیدزاده، صادق بیگدلی، رمضان صالحی، مجید لشکری، رمضان صالحی، محمد خالقی و داوود علیپوریان

basket

بسکتبال با ویلچر بانوان در اولین حضور برون مرزی خود به نشان برنز دست یافت

تیم ملی بسکتبال با ویلچر بانوان ایران امروز مقابل کره جنوبی به میدان رفت و با شکست میزبان در جایگاه سوم این رقابت ها ایستاد.

در این دیدار ملی پوشان کشورمان با نتایج ۸ بر ۹، ۱۲ بر ۵،۱۴ بر ۴ ، ۱۹ بر ۷ و نتیجه نهایی ۵۳ بر ۲۵ موفق شدند قاطعانه نمایندگان میزبان را شکست داده و به نشان برنز دست یابند. بانوان ملی پوش ایرانی در حالی به این مدال دست می یابند که اولین حضور برون مرزی خود را تجربه می کردند.

صبح فردا و در آخرین روز مسابقات تیم های ژاپن وچین برای کسب عنوان قهرمانی به مصاف هم می روند .

v1

دختران والیبالیست نقره گرفتند

سرمربی تیم ملی والیبال نشسته بانوان از کسب مدال نقره ابراز رضایت و تأکید کرد که شاگردانش می توانستند بهتر از این کار کنند.

مهری جانداری پس از باخت تیمش مقابل ژاپن در فینال دومین دوره بازی های پاراآسیایی گفت: آن چیزی که فکر می کردیم اتفاق افتاد ولی بچه ها می توانستند نمایش بهتری ارائه دهند.

وی ادامه داد: ما باید مثل چین حرفه ای شویم و این تنها با برگزاری بازی های تدارکاتی مختلف اتفاق خواهد افتاد. بازیکنان چین شغلشان بازیکنی است و تمام زمان خود را صرف تمرین و مسابقه می کنند. ما متأسفانه بازی تدارکاتی نداشتیم و بچه ها فقط با برگزاری اردو وارد این رقابت ها شدند.

جانداری بیان کرد: باید از الان به فکر پارالمپیک ریو باشیم و با برنامه ریزی طولانی مدت خود را برای این تورنمنت بزرگ آماده کنیم.

cropped-iran-14-3.jpg

۱۶ طلا، ۸ نقره و ۴ برنز

کاروان ورزشی ایران روز پنجشنبه در پنجمین روز از دومین دوره بازیهای پاراآسیایی با کسب ۳۲ مدال، تعداد مدال های خود را به ۱۱۲ رساند.

ملی پوشان ایرانی امروز با کسب ۱۶ نشان طلا ، ۸ نقره و ۴ برنز، طلایی ترین روز کاروان را رقم زدند.

تیم ایران تاکنون ۳۵ طلا ،۴۸ نقره و ۲۹ برنز کسب کرده و در رده چهارم ایستاده است.

تیم های چین، با ۲۹۶ مدال (۱۵۹ طلا، ۹۳ نقره و ۴۴ برنز)، کره با ۱۹۷ مدال (۶۷ طلا، ۵۶ نقره و ۷۴ برنز ) و ژاپن با ۱۳۷مدال (۳۷ طلا، ۴۴ نقره و ۵۶ برنز) در رده های اول تا سوم قرار دارند.

کاروان ایران برای رسیدن به رده سوم تنها نیاز به ۲ مدال طلای دیگر دارد.

دومین دوره رقابت های پاراآسیایی اینچئون فردا جمعه، دوم آبان به کار خود پایان خواهد داد.

منبع خبرها: سایت رسمی فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولین 

تیم والیبال نشسته بانوان ایران به بازیهای پارالمپیک ۲۰۱۶ راه یافت

 اگر اسم والیبال نشسته بیاید، تیم ملی آقایان با انبوه مدال های جهانی و پارالمپیک شناخته شده تر است. کمتر کسی با تیم ملی والیبال نشسته بانوان ایران آشناست.

دختران والیبالیست ایران دیروز توانستند با غلبه بر تیم ژاپن، هم به فینال بازیهای آسیایی اینچئون برسند و هم سهمیه حضور در بازیهای پارالمپیک ۲۰۱۶ را به دست آوردند. این نخستین بار است که تیم ملی والیبال نشسته بانوان ایران، جواز حضور در بازیهای پارالمپیک را به دست می آورد.

تصاویر بازی و شادی آنها تماشایی است! (عکس ها: مهدی زارع)

v1

 

v2v3v4

v5

v6

v7

خبرهایی که از اینچئون می رسد…

inche Amini Montazeri

فاطمه منتظری و مهناز امینی؛ دو مدال آور بازیهای پاراسیایی اینچئون – عکس از سایت فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولین

در دومین روز، سومین روز، چهارمین روز، صدمین روز…. از بازیهای آسیایی اینچئون… علی، صادق، زهرا، نیلوفر، محسن…. مدال طلا، نقره، برنز… ماده ۵۰ متر، ۱۰۰ متر، سبک وزن، مثبت ۱۰۰ کیلو، منهای ۸۰ کیلو، پنج گانه، یک گانه، کرال پشت، پروانه…. را بر گردن آویختند.

خبرهای خیلی خوبی از اینچئون کره جنوبی می رسد؛ اما با خود فکر می‌کنم اینهمه موفقیت، وقتی در قالب کلماتی خشک و بی روح به نام خبر ارائه می‌شود، چقدر کسل کننده و غیرجذاب است. فقط برای کسانی که با ورزشکاران دارای معلولیت آشنا هستند، خبرِ صرفِ مدال آوری آنها جذابیت دارد اما برای میلیون‌ها مردمی که تک تک این ورزشکاران را نمی‌شناسند، بسنده کردن به ادبیات خشک خبری، هیچ فایده‌ای ندارد و نمی‌شود توقع داشت که انبوه مخاطبان، جذب این نوع خبررسانی شوند.

با ظهور و پیشرفت خبررسانی آنلاین، خبرنویسی مدرن تغییر جهت داده به سمت پرداخت های جذاب، درآمیختن سخت- خبر با نمک و فلفلِ نرم – خبر، دمیدن روح در کلمات رسمی و سنتی خبر نویسی با استفاده از اطلاعات جنبی و حاشیه‌ای از خود شخص یا ویژگی‌های بارز مسابقات. همۀ اینها تکنیک‌هایی است که خبرنویسی را از حالت چیدنِ صرف کلمات پشت سر هم خارج می‌کند و به آن روح و جان و جذابیت می‌بخشد تا آشپزیِ خبرنویسی، با طعم و بویی خوش، بتواند انبوه مخاطبان را جذب موضوع خبری کند.

نمی‌خواهم منکر تلاش‌های همکارانم در اطلاع رسانی بازی‌های پاراسیایی شوم. می‌دانم در شلوغی روزهای برگزاری بازی‌ها، یک خبرنگار نمی‌تواند به تنهایی از این سالن به سالنی دیگر برود (خدا کند همینطور باشد)، خبر بگیرد، تنظیم کند، ارسال کند، و به مسابقه دیگر برود. به گمانم می‌شد این روال را با یک برنامه ریزی درست و کار تیمی هماهنگ انجام داد تا هم خبررسانی لحظه به لحظه صورت بگیرد و هم پرداخت خبریِ جذاب و مناسب.

به نظرم بهترین سایت اطلاع رسانی، سایت فدراسیون ورزش‌های جانبازان و معلولین است که در یک مرور کلی، تمام نتایج را لحظه به لحظه در اختیار کاربر قرار می‌دهد. بقیه سایت‌های خبررسانی بازی‌های پاراسیایی کره جنوبی تقریبا مشابه هستند و ….

***

خانم‌های ورزشکار ما تا الان واقعا گل کاشتند. غیر از ساره جوانمردی که دومین مدال طلای تیراندازی را هم گرفت و یکی از ستاره‌های تیم ایران در این دوره از بازی‌ها بوده، مهناز امینی دو مدال طلا و مهناز قربانی یک مدال طلا در پرتاب‌های دو و میدانی گرفته‌اند. مجموع مدال‌های طلای ایران تا این لحظه ۱۲ مدال بوده است.

هاجر تکتاز دو مدال نقره، و اعظم خدایاری و فاطمه منتظری هر کدام یک مدال نقره از مجموع ۲۹ مدال نقره را از آن خود کرده‌اند.

از مجموع ۱۸ مدال برنز تیم ایران تا الان، فاطمه منتظری، عالیه محمودی، لیلا ملکی، فائزه کرمانی، هر کدام یک برنز به دست آورده‌اند.

ورزشکاران ایران تا این لحظه ۱۲ مدال طلا، ۲۹ نقره و ۱۸ برنز به دست آورده‌اند که اسامی آنها در لینک زیر قابل دسترسی است:

http://mehrnews.com/detail/News/2393546

 

که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی گیرد…

inche

سالهای زیادی همراه و هم صحبت و همدل ورزشکاران پارالمپیکی و دارای معلولیت ایران بوده و هستم. سالهای زیادی پای حرفهاشون نشستم، ماجراهای زندگیشونو شنیدم، باهاشون اشک ریختم و باهاشون خندیدم. سالهای زیادی دردهاشون، غم ها و شادی هاشون رو نوشتم و ازشون یاد گرفتم.

اعضای تیم ورزشکاران معلول و جانباز ایران این روزها در اینچئون کره جنوبی، در بازی های پاراسیایی شرکت می کنن و خدا میدونه چقدر دلم باهاشونه.

خبرهای موفقیت شون رو پیگیری می کنم. هر اسمی که می بینم، یه فیلم کوتاه از زندگی اون ورزشکار از جلوی چشمام رد میشه:

- وای! الان پدر بیمارش چقدر خوشحاله!

- فلانی… مادرش یادت هست؟ همیشه شبهای مسابقات پسرش تا صبح نمی خوابید… امروز چه حالی داره…

- همسر این یکی… می گفت تمام قدرتم رو به عشق همسرم می ریزم تو بازوهام و دیسک رو پرتاب می کنم.

نفسم تنگه این روزها. کاش اونجا بودم و بازم می دیدمشون، می شنیدمشون، براشون می نوشتم.

اگه موضوع کار و درسم نبود، همین الان بلیت می گرفتم و پرواز می کردم به مقصد اینچئون…

دلم جز مهر مه رویان، طریقی بر نمی‌گیرد / زِ هر دَر می‌دهم پندش، ولیکن در نمی‌گیرد

خدا را ای نصیحتگو، حدیث ساغر و می گو / که نقشی در خیال ما، از این خوشتر نمی‌گیرد

london2012

توضیح عکس: پای صحبت بازیکنان نابینای تیم ملی فوتبال ۵ نفره نابینایان ایران در بازی های پارالمپیک ۲۰۱۲ لندن. از راست: عبدالجبار مقصودی، امیر پور رضوی و خودم (نگین حسینی)

***

پی نوشت: کاروان ایران در اولین روز این بازیها ۱۹ مدال به دست آورد و در رتبه چهارم جدول بازیها قرار گرفت.  منبع خبر: http://mehrnews.com/detail/News/2392226

به ورزشکار ایرانی رای بدهیم

با رفتن به صفحه کمیته بین المللی پارالمپیک، به منصور پورمیرزایی (ورزشکار ایرانی وزنه برداری) رای بدیم تا ورزشکار ماه جهان بشه.

وقتی صفحه http://www.paralympic.org/ رو باز می کنید، نوار آبی IPC Poll را در سمت راست بالای صفحه می بینید و فقط کافیه روی دایره کنار اسم منصور پورمیرزایی کلیک و بعد Submit کنید. در تصویر بالا این مراحل رو به صورت نشانه های قرمز علامت گذاشته ام.

تا الان که چک کردم، ورزشکار ایرانی با تفاوت قابل توجهی اوله اما معلوم نیست که طرفداران نامزدها از بقیه کشورها یکباره وارد نشن.

ممنون از حمایت همگی.

“قهرمانان میدان لندن” منتشر شد

خوشحالم که در آستانه روز جهانی افراد دارای معلولیت (سوم دسامبر، ۱۲ آذر) در مراسمی از طرف کمیته ملی پارالمپیک ایران، از کتاب من با عنوان “قهرمانان میدان لندن” رونمایی شد. البته در این مراسم که خیلی از افراد (به جز خودم!) حضور داشتند، دو کتاب دیگر هم رونمایی شد که در همین جا به آقای دکتر زند و خانم لیموچی بابت انتشار کتاب هایشان تبریک می گویم.

نکتۀ مهمی که در مورد کتاب پارالمپیک لندن خوشحالم می‌کند این است که توانستم با تک تک ورزشکاران ایرانی حاضر در پارالمپیک لندن مصاحبه حضوری یا تلفنی کنم و به این ترتیب، حتی کسانی که مدال آور نبوده اند، می‌توانند خود را در میان قهرمانان میدان لندن پیدا کنند. این نکته برایم از آن جهت حاضر اهمیت است که مسلما مدال آوران پارالمپیک بیشترین توجه را از رسانه های جمعی و سازمان‌های تقدیرکننده دریافت کردند و در این میان، خیلی از ورزشکاران پارالمپیکی که از دریافت مدال بازمانده بودند، مورد بی توجهی قرار گرفتند. خوشحالم با افتخار ادعا کنم که کتاب “قهرمانان میدان لندن” تنها رسانه‌ای است که تک تک ورزشکاران ایرانی پارالمپیک لندن را صرفنظر از مدال آور بودن یا نبودن آنها مورد توجه قرار داده است؛ چون به راستی اعتقاد دارم که تک تک ورزشکارانی که توانستند به پارالمپیک راه پیدا کنند، قهرمان هستند و باید مورد توجه رسانه‌ها قرار بگیرند.

از مسئولان انتشارات سیمای شرق و نیز از برگزارکنندگان مراسم رونمایی کتاب تشکر می‌کنم. ممنونم از مدیرمسئول محترم روزنامه اطلاعات، جناب آقای دعایی که در رونمایی کتاب شرکت داشتند. اما تشکر ویژه ام برای دونفر خاص است که انتشار کتاب را ممکن کردند: اول همسر فهیم و مهربانم که با همراهی و همدلی کم نظیر، به من اجازه داد با فراق بال و در آرامش خاطر، این کار سنگین را به بهترین وجه انجام دهم. و دوم، دوست عزیزم هاجر عزیز که انجام امور مختلف مربوط به انتشار کتاب بدون همراهی و همکاری صمیمانه او به هیچ وجه ممکن نبود. از همه دوستانی که لطف کردند و برایم پیام تبریک و شادباش فرستادند ممنونم و قدردان محبت و خلوص آنها هستم.

روز جهانی افراد دارای معلولیت را به تمامی دوستان دارای معلولیتم و خانواده‌های آنها تبریک می‌گویم (البته اگر جایی برای تبریک گفتن وجود داشته باشد) و بهترین‌ها را برای جامعه معلولیت ایران آرزومندم.

 

اینفوگرافی پارالمپیک

مدتی بعد از پارالمپیک لندن ۲۰۱۲ سایت ایرانی اینفوگرافی، طرح جالبی از نتایج کاروان پارالمپیک ایران در وب سایت خود قرار داد که جالب توجه است. عکسی از این اینفوگرافی را در بالا  قرار داده ام اما اصل آن را می توانید در این نشانی ببینید.

البته در این اینفوگرافی اشتباهات جزیی پیدا کردم و ایمیلی هم به نشانی که در سایت اینفوگرافی وجود داشت فرستادم اما نه خبری از جواب شد و نه از اصلاح اینفوگرافی. یک اشتباه این است که در ردیف مدال نقره، بالای اسم کامران شکری، عکس جواد حردانی گذاشته شده است. کلمه “پارالمپیک” هم که بهتر است یا یک الف نوشته شود، در جاهای مختلف اینفوگرافی به اشکال مختلفی نوشته شده است. نکته بعدی اینکه به نظرم بهتر بود از عکس های پارالمپیک لندن استفاده شود تا عکس های آرشیوی؛ به هر حال این اینفوگرافی مثل یک سند تاریخی است و بهتر که به اصل نزدیک باشد.

با اینهمه، باید از توجه دست اندرکاران سایت اینفوگرافی ایران به موضوع پارالمپیک تشکر کرد.

پی نوشت: یکی از دست اندرکاران اینفوگرافی، ایمیلم را امروز (۱۸ نوامبر ۲۰۱۲) جواب داد و اشاره کرد که این مورد به اطلاع طراح اینفوگرافیک پارالمپیک رسیده اما ظاهرا به دلیل اشتغال زیاد پاسخگو نبوده است.

یک چشم اشک شوق و دیگری اشک غم…

این روزها بازار هدیه دادن و تقدیر از قهرمانان پارالمپیک داغ داغ است. خبرهای خوبی می‌رسد؛ هم از بازتاب رسانه‌ای ورزش افراد دارای معلولیت و هم از پاداش‌هایی که مدال‌آوران پارالمپیک لندن ۲۰۱۲ می‌گیرند. چه خوب که جامعه، با همه مشکلات اقتصادی و اجتماعی و… که با آنها دست و پنجه نرم می‌کند، از خوابی نسبتا طولانی بیدار شده و قهرمانان پارالمپیک را ارج می‌نهد. همیشه بحث بر سر تفاوتی بود که در پاداش‌دهی میان قهرمانان المپیک و پارالمپیک وجود دارد. ظاهرا در این دوره از پارالمپیک نه تنها این تفاوت از میان برداشته شده، بلکه حتی سازمان‌ها، شرکت‌ها، کارخانه‌های و تولیدکنندگان بیشتری به جمع حامیان مالی پارالمیپن‌ها پیوسته‌اند. یکی از دلایل این اتفاق مبارک را باید در رویکرد جدید صدا و سیما در پوشش خبری پارالمپیک ۲۰۱۲ دانست که جای تقدیر دارد.

اما در اینجا بنا ندارم صرفا به این جنبه بپردازم. دوست دارم از کسانی بنویسم که در بازار مدال و پاداش فراموش شده‌اند. من در پارالمپیک لندن با ورزشکاران ایرانی مصاحبه‌های نسبتا مفصل و عمقی داشتم. بجز صحبت از نام و فامیل و تعداد مدال و مسابقات جهانی، فرصت‌هایی پیش می‌آمد که از دردهایی که داشتند و دارند، سخن می‌گفتند. مگر می‌شود بغض‌های‌شان را از یاد ببرم که بعد از شکست‌ها در گلویشان می‌شکست؟ نه فقط از آن رو که نتوانسته بودند نام ایران را پرآوازه کنند، بلکه از آن جهت که می‌دانستند سرنوشت اقتصادی زندگی‌شان در گرو همین مدال‌هاست. اگر مدال نیاورده‌اند، یعنی از گردونه پاداش و تقدیر حذف می‌شوند.

ورزشکاران پارالمپیکی اغلب مشکل اشتغال دارند؛ نه فقط به این دلیل که جامعه و بازار کار آنها را به خاطر معلولیت پس می‌زند، بلکه هم از آن رو که برای رفتن به تمرینات، اردوهای طولانی، و مسابقات غیبت‌های زیادی دارند که در نبود فهم درست از فرهنگ ورزشی و حمایت از ورزشکاران، منجر به اخراج آنها می‌شود.

در گفت‌وگوهایی که با ورزشکاران پارالمپیکی داشتم، گاه اشک در چشم‌های شان حلقه می‌زد… یکی می‌خواست پاداش احتمالی‌اش را خرج تحصیل خواهر و برادرش کند؛ دیگری بنا داشت به خانه خواهرش برود و از او بخواهد هر آرزویی دارد با پاداش قهرمانی‌اش برآورده کند؛ دیگری می‌خواست آن را به زخمی از زندگی‌اش بزند؛ و کوتاه اینکه در آرزوهای بربادرفته بیشترشان، حسرتی عمیق بود به خاطر از دست دادن فرصتی که به تامین معیشت آنها کمک می‌کرد.

این روزها که خبر پاداش‌های خوب و دلچسب برای پارالمپین‌ها را می‌شنوم، خوشی و ناخوشی درونم در هم می‌آمیزد. یک چشم اشک شادی و چشم دیگر اشک غم. فکر می‌کنم تا وقتی که زنده‌‌ام، اندوه حرف‌ها و گفته‌ها و ناگفته‌هایشان را درون سینه‌ام حمل کنم؛ تا روزی که یقین داشته باشم هزار و یک گره زندگی‌شان باز شده است… آمین!

 عکس: ساره جوانمردی؛ مدال برنز تبراندازی در پارالمپیک لندن ۲۰۱۲ – عکاس: مازیار نیک خلق. سایت وزارت ورزش و جوانان

استفاده از این مطلب، فقط با ذکر نام نویسنده و منبع، مجاز است. لطفا در صورت استفاده، به من اطلاع دهید: neginh@gmail.com